این قصه تو رو یاد چه لحظهای انداخت؟
ما بچه بودیم ، یه مادربزرگ داشتیم که به رحمت خدا رفت ، ما این بنده خدا رو خیلی اذیت کردیم یه روز خونه عموم بودیم که شام میخوردند و یه نوع استانبولی درست کرده بودند و میگفتن بهش غذای ننه . من از مادرم پرسیدم داستان چیه ، گفت خدابیامرز این غذا درست میکرد خوشمزه و خانواده عموم که از همه بزرگتر هستند بیشتر با ننه بودند و این غذا به نام غذای ننه گذاشتند. حالا ما هم هر وقت استامبولی درست میکنه ، میگیم غذای ننه ، روحش شاد🤍
مواد لازم:
برنج ، سیب زمینی ، آب ، نمک و فلفل و زردچوبه ، گوشت(تن ماهی یا چرخ کرده)
طرز تهیه:
همه رو با هم میپزیم و با برنج میزاریم دم بکشه😋
کی بهت یاد داده؟
مادرم
این قصه رو به چه کسی تقدیم میکنی؟
ننه